تبليغاتX
دانش سیاست و روابط بین الملل - المپیک 2008 و اقتصاد چین

المپیک 2008 و اقتصاد چین

واشنگتن و پايتخت هاى اروپايى همگى از رشد اقتصادى و نفوذ بين المللى فزاينده چين در هراس هستند و آنها را گواهى بر تبديل شدن اين کشور به يک "ابر قدرت" در آينده اى نزديک قلمداد می کنند.

 

واشنگتن تصور مى کند که چين علاوه بر تبديل شدن به ابرقدرتى اقتصادى يک قطب نظامى بزرگ در جهان نيز خواهد شد. در همين حال اروپايى ها در فکر رقابت اقتصادى و تجارى با چين هستند.

 

هر دو آنها اين واقعيت را که چين بايد براى پيشرفت به يک ابرقدرت مدرن صنعتى تبديل شود، دست کم گرفته اند. چنين ابرقدرتى است که نيازمند يک ظرفيت تکنولوژيکى و مستقل بوده و براى کاربردى کردن آن ناگزير از داشتن صنعتى نوآور و پيچيده است. اين ها خصايصى هستند که چين امروز از آنها محروم است.

 

اين کشور هم اکنون به سرعت در حال آموزش نسلى از دانشمندان و کارشناسانى است که براى توسعه آينده اين کشور ضرورت دارند.

 

اما اين دانش آموختگان پس از تحصيل در کشورهاى خارجى به کشورى صنعتى بازمى گردند که براى گماردن آنها در پست هاى مناسب، داراى محدوديت هاى بسيارى است.

 

چين سازنده کالاهاى پيچيده اى است که در خارج از اين کشور طراحى شده اند. تکنولوژى اين کشور تقليدى است. آيا اين روند ادامه خواهد يافت؟

 

"لستر توراگ"، از موسسه تکنولوژى ماساچوست ( MIT ) اخيرا تحليلى را در مورد ادعاهاى چينى ها پبرامون رشد سالانه 10 درصدى و يا نرخ هاى رشد بالاتر به چاپ رساند.

 

وى در اين تحليل آورده است که اين آمارها با با شاخص هايى نظير مصرف برق و همچنين مدارک تاريخى توسعه در ديگر کشورها منافات دارد. وى تخمين زده است که نرخ رشد واقعى درچین بين 5/4 و 5 درصد است که هيچ يک از اين درصدها چين را در قرن حاضر به ابرقدرت تبديل نخواهد کرد.

 

اين آمارها همچنين به آسيب هاى اکولوژيکى که توسط چين از طريق توسعه و صنعتى سازى کنترل نشده و فاسد ايجاد مى شود، توجهى ندارد. به نظر مى رسد که فساد، موتور محرک توسعه در چين بوده و براى آن ضرورى است.

 

افزون بر اين به نظر مى رسد که اين پيش بينى ها همچنين جمعيت حجيم کشاورزان چينى را که عقب افتاده و فقير مانده اند، مورد غفلت قرار داده و به بحران سياسى و انقلاب احتمالى – از نظر من حتمى – در آينده اى نزديک در این کشور بى توجه است.

 اين روند نشات گرفته از يک طبقه حاکم فاسد، بى کفايت، نامشروع و خودخوانده است که تنها ادعاى برترى اش برآمدن از نسل رژيم کمونيستى مائو زدونگ است.

 

از سوى ديگر دولت چین از هر طریق ممکن درصدد افزایش نفوذ اقتصادی خود است. این مهم می تواند از طریق سرمایه گذاری های خارجی در کشورهای توسعه یافته ای که به کمک قرض های تجاری از سوی آمریکا تامین می شوند، انجام گیرد یا از طریق خریداری مواد اولیه در کشورهای داراری منابع سرشار که ترجیحا در کشورهای توسعه نیافته و عمدتا بی قانون وجود دارند، محقق شود.

 

این روش می تواند نفوذ ایجاد کند، اما در عین حال وابستگی و انزجار و در نهایت عکس العمل سیاسی را نیز در پی خواهد داشت. این روند در برخی از کشورهای آفریقایی که مورد بهربرداری چینی ها قرار گرفته و سپس فراموش می شوند، کاملا مشهود است.

 

 در این کشورها اقتصاد محلی توسط واردات کالاهای ارزان چینی نابود می شود. کالاهایی که خودش بخشی از برنامه بهره برداری از منابع توسط چین است.

 

این جهانی سازی چه چیزی را در مورد چین مشخص می سازد؟ چند مقاله برجسته از "فرانچیوس هاوتر"، خبرنگار فیگارو تلاش دارد تا به این سوال پاسخ دهد. او در مورد دو چین که با هم همزیستی دارند، می نویسد. چین مدرنی که به خارجیان نشان داده می شود و چین پنهانی که وی در مورد آن می نویسد:"هیچ چیز آن طی ربع قرن تغییر نکرده است."

 

این در مورد سفرهای هوایی "( آنها هواپیماها را تغییر داده اند، اما خدمات بدون تغییر باقی مانده اند )، قطارها، بانک های داخلی و هتل هایی که به چینی ها متعلق بوده، کارکنان بی ادبی دارند و غذاهایشان آلوده است، نیز صادق است." هیچ کس مسئول چیزی نیست." در این چین هیچ اثری از شرکای خارجی نیست. به نظر می رسد که این چین فسیل شده و همچنان چین مائو باقی مانده است.

 

او سپس می گوید که این "انفعال سلطه جو" یک پیش بینی نادرست است. او می پرسد،" این چین همان است که کاغذ، چاپ، قطب نما و باروت را به بشریت هدیه کرد؟"

 

چگونه می توان تصور کرد که چین بدون خلاقیت از دست رفته اش با غرب رقابت کند؟ "آیا نبوغ چینی اکنون در نقش فعلی اش در کپی برداری از غرب زندانی است؟ یا این نقشی است که ما می توانیم از آن استفاده کنیم؟ بدون شک این سوال مهمی در مورد آینده این کشور است." 

در این ارتباط برگزاری بازیهای المپیک درآمد بسیار زیادی برای کشور چین به همراه دارد. از طرف دیگر مهیا کردن شرایط برای میزبانی نیز بسیار مفید بوده است. هم اکنون اغلب مردم چین آینده اقتصاد این کشور را بسیار روشن ارزیابی می کنند.

در آستانه برگزاری بازیهای المپیک و بعد از جذب میلیارد دلار سرمایه های خارجی برای آماده کردن شرایط میزبانی، شمار زیادی از مردم چین از برگزاری بازیهای المپیک در پایتخت این کشور ابراز خرسندی می کنند.
 
طبق گزارشهای موجود در سال 2002 میلادی، یعنی در سالهای آغازینی که موضوع میزبانی المپیک عنوان شده بود، تنها 48 درصد از مردم چین از میزبانی بازیهای المپیک راضی بودند.
 
اما در سال جاری شمار افرادی که از این میزبانی ابراز خوشحالی می کنند بیشتر از 86 درصد است. در سال 2002 میلادی تنها 52 درصد مردم چین از وضعیت اقتصادی این کشور راضی بودند اما امروز بیشتر از 82 درصد از مردم این وضعیت را خوب ارزیابی می کنند.
 
طبق آمارهای موجود 79 درصد از مردم چین معتقدند بازیهای المپیک اثرات اقتصادی مثبتی روی این کشور خواهد داشت. اینان با اطلاع از مشکلات اقتصادی کشورشان از قبیل رشد قیمت مواد غذایی و فاصله طبقاتی زیاد بین فقرا و ثروتمندان، نسبت به آینده اقتصادی و اجتماعی بسیار خوش بین هستند و بر این باورند اقتصاد چین آینده درخشانی دارد.
 
اما بخشی از رشد اقتصادی و تحولات مثبتی که در عرض شش سال گذشته نظر عمومی را مثبت تر کرده به دلیل میزبانی بازیهای المپیک است. میزبانی بازیها علاوه بر جذب میلیاردها دلار سرمایه خارجی، میلیونها فرصت شغلی برای این کشور ایجاد کرد و سبب تقویت زیر ساختهای این سرزمین شد. ایجاد شغل سبب افزایش درآمد مردم چین و رشد هزینه های مصرفی شد. رشد هزینه های مصرفی در کنار افزایش هزینه های سرمایه گذاری تمام بخشهای اقتصادی چین را توسعه داد.
 
برگزاری بازیهای المپیک برای چین بیشتر از 2 میلیون فرصت شغلی ایجاد کرد. گزارشها نشان می دهد آماده سازی کشور برای این میزبانی 2.1 میلیون فرصت شغلی که سهم اعظم آن در بخشهای عمرانی هستند ایجاد کرد که در مقایسه با سالهای قبل و میزبانان قبلی رقم قابل توجهی است.
 
البته برگزاری مسابقات تنها جنبه اقتصادی ندارد بلکه باید جامعه نیز برای این میزبانی آاماده باشد. ریچارد کوین گاسپر، یکی از اعضای کمیته المپیک استرالیا در این مورد می گوید:" علاوه بر برنامه ریزی صحیح و همکاری سازنده دستگاههای اجرایی و و اداری، درک درست جامعه از میزبانی و تاثیر آن و تغییری که باید در طی مسابقات انتظار داشته باشند نقش بسزایی در سودآوری و موفقیت المپیک برای میزبان دارد."
 
اقتصاد چین بعد از المپیک
چین در سالهای اخیر رشد اقتصادی زیادی را تجربه کرد. این کشور در سالهای اخیر با نرخی بیشتر از 10 درصد رشد کرد و سهم زیادی از این رشد را مدیون نیروی کار ارزان و ارزش پایین یوان در برابر دلار بود.
 
به هر حال بسیاری از تحلیل گران اقتصادی پیش بینی می کنند به دلیل مشکلات اقتصاد جهانی و کاهش درآمد صادراتی این کشور به دلیل افزایش نسبی ارزش یوان و ناتوانی امریکا در خرید، نرخ رشد اقتصادی این کشور نیز همراه با امریکا و دیگر کشورهای جهان کاهش یابد. به بیان دیگر رکود اقتصادی امریکا وارد عرصه اقتصادی چین هم می شود و زمینه افول اقتصاد آن کشور را فراهم می آورد.
 
ولی گویا چین خوش شانس تر از آن است که در سقوط اقتصادی با دنیا همراه باشد. زیرا برگزاری مسابقات المپیک در سالی که بحران سراسر اقتصاد جهان را فرا گرفته مثل سوپاپ اطمینانی است که اقتصاد چین را برای چند سال از گزند مشکلات حفظ می کند.
 
یکی از اقتصاددانان چینی در پاسخ به این سوال که چه اندازه احتمال دارد اقتصاد چین بعد از برگزاری مسابقات همراه با جهان وارد رکود احتمالی شود گفت:" من شخصا وضعیت اقتصادی چین را بسیار مثبت ارزیابی می کنم و با توجه به تحولات اقتصادی اخیر در کشور انتظار دارم بعد از بازیهای المپیک نیز همچون ماههای قبل با رشد اقتصادی و شرایط سالم در عرصه مختلف اقتصاد روبرو باشیم."
 
در ماههای اخیر به دلیل تحولات منفی اقتصاد جهانی نرخ رشد اقتصادی چین اندکی کاهش یافت و به دنبال آن ارزش صادراتی این کشور کمتر شد. از طرف دیگر از مازاد تراز تجاری چین با جهان کاسته شد که برای چین خبر ناخوشایندی بود. چین در پاسخ به این شرایط اقدام به اجرای طرحهای کنترلی کرد.
 
دولت چین، در نخستین گام، قیمت مواد غذایی را کنترل کرد و بعد با کاهش ارزش بازار سهام و کنترل بازار مسکن، اقتصاد را در شرایط نسبتا متعادلی حفظ کرد. اقتصاددانان چینی معتقدند با اجرای این طرحهای کنترلی کوچک می توان مانع از همراه شدن چین با دنیا بعد از مسابقات المپیک شد.
 
اقتصاد دان چینی در مورد جذب سرمایه ها بعد از بازیهای المپیک و تاثیر آن روی اقتصاد گفت:" در سالهای اخیر ما در تمامی شهرهای چین جذب سرمایه و اجرای پروژه داشتیم. بدون شک بعد از پایان مسابقات از حجم سرمایه گذاری خارجی در پکن کاسته می شود ولی پکن در مقایسه با کل چین بسیار کوچک است و کمتر شدن سرمایه گذاری نمی توان تاثیر بزرگی روی اقتصاد چین داشته باشد."
 
از طرف دیگر، در سالهای گذشته، چین برای آماده سازی کشور برای میزبانی مسابقات المپیک، بسیاری از پروژه های عمرانی و صنعتی خود را نیمه کاره رها کرد و بعد از اتمام مسابقات دوباره کار روی این پروزه ها آغاز می شود. این به معنای ادامه فعالیتهای عمرانی در این کشور است. تنها حوزه کاری یا هدف کار تغییر خواهد کرد.
 
تحلیلی از دیپلماسی ایرانی
نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی در |  لینک ثابت   •