تبليغاتX
دانش سیاست و روابط بین الملل - جایگاه ناتو در جهان پسایازده سپتامبر

جایگاه ناتو در جهان پسایازده سپتامبر

آنتونی اِچ کوردزمن: بحث نظری درباره آینده ناتو خیلی آسان تر از پذیرش واقعیت های دشوار است. دولت اوباما در عملیات های ناتو (سازمان پیمان آتلانتیک شمالی) / نیروی کمکی امنیت بین المللی در افغانستان با بحران مواجه است چرا که مرحله "بازسازی بعد از جنگ" به یک حرکت شورشی بزرگ در افغانستان و پاکستان تبدیل شده است. این دولت با جنگی روبرو است که در حال شدت گرفتن است و ناتو، در بهترین حالت، در این جنگ به "بن بست" رسیده و در دنیای واقعی در حال باختن آن است.

با این همه، جنگ فقط بخشی از چالش است. گسترش ناتو به آنچه روسیه حوزه "خارج نزدیک" می نامد باعث تحریک تنش های فزاینده ای میان روسیه، ایالات متحده و ناتو شده است. و این وضعیت پرسش های زیادی نسبت به توانایی ناتو در تأمین امنیت کشورهایی مانند گرجستان و اوکراین و توانایی ایالات متحده در پیوند زدن تلاش ها برای "تنظیم مجدد" روابط با روسیه با سیاست های فعلی اش در ناتو به وجود آورده است. تا به اینجا، گفتمان آرامبخش با پروازهای بمب افکن های روسیه در نزدیکی بریتانیا و تهدیدهای روسیه به گسترش نقش نظامی خود در کوبا همراه بوده است. کلید "تنظیم مجدد" ایالات متحده نه تنها به اشتباه نامگذاری شده، بلکه اصلاً مشخص نیست که بشود آن را فشار داد.

این مشکلات بر تلاش های آتی ایالات متحده در جهت ایجاد سامانه دفاع موشکی در اروپا، بخصوص سامانه ای که از استقرار رادارهای پیشرفته فراتر رفته و به استقرار موشک های رهگیر می رسد، تأثیر می گذارد. این شرایط نه تنها بر ناتو، بلکه بر تمایل روسیه به عرضه سلاح های پیشرفته و مواد اولیه ای که می تواند در تولید سلاح هسته ای به ایران کمک کند نیز تأثیرگذار است.

در عین حال، اروپا می بیند که در وابستگی خود به نفت و گاز روسیه با خطر بالقوه ای مواجه است که ناتو برای رسیدگی به آن طراحی نشده و اروپا هم برای آن جایگزین روشنی ندارد. در این میان، خبر خوب این است که فروپاشی اقتصاد جهانی اقتصاد روسیه را به اندازه اقتصادهای اروپا و ایالات متحده تضعیف کرده است. و خبر بد این است که این وضعیت ممکن است روسیه را عرضه کننده مطمئن تری نکند، ممکن است به روسیه فشار بیاورد تا بدون سرمایه گذاری در تولید و تأمین مستمر در آینده، درآمدهای خود را به حداکثر برساند و تلاش برای منحرف کردن توجه مردم روسیه و سرمایه گذاری بر ملی گرایی روسی به "ماجراهای" بیشتر بیانجامد.

بطور کلی تر، بحران اقتصادی بودجه دفاعی ناتو را در تنگنا قرار داده و این درزمانی است که اغلب کشورهای اروپایی در تأمین بودجه طرح های دفاعی که خواهان تحلیل پیوسته توان نیرو، مدرنیزه کردن و آمادگی نیروها بودند بخوبی عمل نکردند. در این میان، بحث عمدتاً پوچی درباره تقویت توان نظامی اتحادیه اروپا در برابر ناتو که هرگز نه در این اتحادیه و نه در ناتو به شکل گزینه های نظامی معتبر در نیامده، این روند نزولی را تا حدی پوشانده است. ارتباط بین "نهاد سازی" و واقعیت های نظامی تا حد زیادی قطع شده است. از این گذشته، ایالات متحده هم اکنون در حفظ و استمرار بخشیدن به تلاش های دفاعی خود، بویژه برنامه های تسلیحات پیشرفته که باعث برتری آن در "انقلاب" امور نظامی شده، با مشکل روبرو است.

پیشرفت در بعضی از زمینه ها وجود دارد. فرانسه مجدداً و رسماً به ضلع نظامی ناتو پیوسته است. ناتو در حال یاد گرفتن معنی "عملیات های خارج از منطقه" در افغانستان است. ناتو همچنین یاد می گیرد که آمیختن جنگ کردن با کشور سازی مسلح تا چه اندازه چالش برانگیز است و بخش غیر نظامی طرح ضد شورشی "بگیر، نگه دار و بساز" به همان اندازه بخش نظامی آن مهم است. با این همه، دولت اوباما، در بهترین حالت، دوره اول فوق العاده چالش برانگیزی خواهد داشت و باید بجای تعیین تکلیف سیاسی و لفاظی، اصل آینده ناتو را بپذیرد.

 

سؤال [رودریگو]: اتحادیه اروپا در چند سال اخیر مشغول تقویت یک سیاست نظامی مشترک بوده است. درباره همپوشی ها و همکاری های احتمالی زیاد صحبت شده است. چشم انداز همکاری های ناتو و اتحادیه اروپا را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: بین ناتو و اتحادیه اروپا از سال 2001 روابط رسمی وجود داشته و اصول سیاسی همکاری آنها در دسامبر 2002 در بیانیه مشترک ناتو و اتحادیه اروپا در خصوص سیاست امنیتی و دفاعی اروپا مورد توافق طرفین قرار گرفت. شورای آتلانتیک شمالی بعضی وقت ها با کمیته سیاسی و امنیتی اتحادیه اروپا دیدار می کند.

مقامات رسمی و اتحادیه اروپا بطور منظم باهم جلسه دارند و این جلسات در سطوح مختلفی، از جمله سطح وزرای خارجه، سفرا، نمایندگان نظامی و مشاورین امور دفاعی تشکیل می شوند. ستاد بین المللی و ستاد نظامی بین المللی ناتو و دبیرخانه شورا و ستاد نظامی اتحادیه اروپا و همچنین آژانس دفاعی اروپا بطور منظم در تماس هستند. این دو سازمان همچنین برای تسهیل همکاری در سطح عملیاتی، ترتیبات نظامی دائم تعیین کرده اند. از نوامبر 2005، یک گروه رابط دائمی ناتو در ستاد نظامی اتحادیه اروپا مستقر شده است و در مارس 2006، یک سلول اتحادیه اروپا در شیپ (مرکز فرماندهی استراتژیک عملیات های ناتو در مانس، بلژیک) تشکیل شد.

تشکیل آژانس دفاعی اروپا در سال 2004 به همکاری های دفاعی قابل توجه و ملموسی در منطقه هایی همچون بالکان، افغانستان، ضد تروریستی و تدارکات دفاعی انجامیده است اما بخش عمده اقدامات برای همکاری در پرورش نیروهای بهتر و افزایش توانایی جنگیدن و پاسداری از صلح بیشتر در حد حرف است تا اینکه تلاش معتبری برای تدوین طرح های نظامی ملی هدفمند و استعدادهای جنگی وجود داشته باشد.

دست کم، بخشی از تلاش اتحادیه اروپا همچنین با هدف هایی در جهت تشکیل یک نیروی اروپایی در ارتباط است و این نیرو آنقدر توخالی خواهد بود که نیروهای اروپایی را وارد درگیری یا طرح جدی صلح کند اما بدون فراهم کردن ساختارهای فرماندهی کارآمد و نیروی کافی. یک گروه توان سازی ناتو و اتحادیه اروپا در ماه مه 2003 با هدف "تضمین انسجام و تقویت دوطرفه فعالیت های پرورش توانمندی ناتو و اتحادیه اروپا " تشکیل شد. این گروه قرار است طرح هایی همچون تشکیل گروه های نبرد اتحادیه اروپا، در راستای "هدف اصلی" سال 2010، و نیروی واکنش ناتو را قدری منسجم تر کند. ولی در عمل، هیچکدام از این طرح ها مؤثر بنظر نمی رسد و هماهنگی هنوز ناکافیست.

سؤال [جین ام. اوشارپ]: آیا ناتو به صورت یک اتحادیه دوجانبه بین ایالات متحده و اتحادیه اروپا قدرتمندتر نمی بود؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: خیر. اتحادیه اروپا هنوز قابلیت پرورش توان برنامه ریزی دفاعی واقع بینانه و طیف کامل استعدادهای فرماندهی نظامی لازم را از خود نشان نداده و توجه اش به امور اقتصادی و سیاسی اروپا معطوف است، نه به طیف وسیع تر مسائل آتلانتیکی و عملیات های خارج از منطقه. کمیته نظامی و ستادهای فرماندهی ناتو در شِیپ و تلاش سطح وزیران و غیر نظامی آن در برنامه ریزی دفاعی در مقایسه با نظام اداری اروپا محور بطور ذاتی کارآمدتر است. علاوه بر این، اتحادیه اروپا طیف کامل اعضا و اعضای بالقوه ناتو را دربر نمی گیرد؛ از 26 کشور عضو ناتو، فقط 21 کشور در اتحادیه اروپا عضویت دارند و چند نامزد احتمالی عضویت در ناتو هم در حال حاضر در ساختار اتحادیه اروپا نمی گنجند.

در نتیجه، توجه اتحادیه اروپا به اتحادیه اروپا و معمولاً بیشتر به صنایع دفاعی اروپا معطوف است  تا به امنیت اروپا. اگر می خواهید به محدودیت های اتحادیه اروپا پی ببرید، تارنمای آژانس دفاعی اروپا را مطالعه کنید. در این تارنما پیشرفت های بسیار واقعی در زمینه های محدودی تشریح شده اما اتحادیه اروپا یک اتحادیه نظامی نیست و این موضوع ناگزیر در فعالیت های آن در دنیای واقعی منعکس می شود.

سؤال [جکی]: پیامدهای بازگشت فرانسه به این جمع چیست؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: به فرانسه اجازه می دهد نقش کاملی در ساختار فرماندهی نظامی ناتو ایفا کند، مسئولیت های ارشد فرماندهی به عهده گیرد، و نقش کاملی در امور مختلف ناتو همچون برنامه ریزی نیرو و فعالیت های ضد تروریستی و اطلاعاتی بازی کند. این موضوع اهمیت ویژه ای دارد چون فرانسه یکی از بزرگ ترین نیروهای ناتو را در اختیار دارد و از تولید کننده های کلیدی تجهیزات و فناوری نظامی است.

سؤال [جی پی]: ناتو آتلانتیک شمالی... چرا ناتو در افغانستان درگیر است؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: درست است که جنگ افغانستان با حمله به ایالات متحده شروع شد اما القاعده، از آن زمان چندین بار سعی کرده به هدف های اروپایی حمله کند و گروه های جهادی در اسپانیا، ترکیه و کشورهای اروپایی دیگر ضرباتی وارد کرده اند. اگر القاعده و طالبان بر افغانستان مسلط شوند یا در پاکستان پناهگاه برقرار کنند، خطر گروه های جهادی برای کل خاورمیانه، اروپا و ایالات متحده بشدت افزایش می یابد.

سؤال [ ژئوپالیتیکو]: اگر ناتو با ایران مذاکره کند چه؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: ساختار ناتو برای انجام چنین مذاکراتی مناسب نیست و وارد کردن 26 کشور به گفتگوهایی که آلمان، بریتانیا، و فرانسه با حمایت آمریکا همین حالا در آن حضور دارند فقط مشکل را پیچیده تر می کند.

سؤال [فیل هر]: کی می توانیم شاهد پیشرفت در خصوص مفهوم استراتژیک جدید ناتو باشیم؟ آیا برنامه ای برای نقد عمومی، دانشگاهی یا تحقیقاتی اسناد پیش نویس قبل از تصویب شورای آتلانتیک شمالی وجود دارد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: تصویب شورای آتلانتیک شمالی مانع بحث درباره محتوی و اجرای طرح ها نیست. بحث ها در هر صورت سال ها ادامه دارند و مفاهیم استراتژیک تا جایی ارزش دارند که کشورهای عضو آنها را اجرا می کنند. فرصت برای بحث درباره این مفهوم فراوان است اما بحث در جهت بهبود اجرای آن  خیلی مهم تر است.

 سؤال [راجا آچاریا]: می خواهم درباره امکان پذیری گسترش ناتو در منطقه آسیا به علت تغییرات جهانی مختلف در معادلات قدرت و خطر تروریسم بدانم؟

 پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: به استثنای آمریکا، هیچ قدرت اروپایی در حال حاضر نیرویی برای استقرار پیوسته در صحنه آسیا حفظ نمی کند. افغانستان همین حالا فشار بسیار زیادی بر توانایی عرضه نیروی قدرت های ناتو/نیروی کمکی امنیت بین المللی وارد می کند. بریتانیا و فرانسه می توانند یک نقش نمادین بازی کنند و سایر اعضای ناتو می توانند مأموریت های حفظ صلح بسیار محدودی انجام دهند اما انجام این نوع عملیات خارج از منطقه برای بیشتر قدرت های ناتو اصلاً عملی نیست.

 

سؤال [آزمانوف]: از خبرگزاری بلغارستان(BTA)  در صوفیه: نظر شما در مورد پیوستن مقدونیه، صربستان، بوسنی و مونته نگرو به ناتو چیست؟ مشکلات و چهارچوب زمانی؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: ناتو، در مقطع فعلی، با نامزدهای عضویت جدید روبرو است، با تنش های جدی با روسیه مواجه است، و باید رویکرد کارآمدتری به موضوع گسترش اتخاذ کند. این به معنی منتفی شدن عضویت چنین کشورهایی نیست اما ناتو اولویت های مهم تری دارد.

سؤال [دی کوردا، اچ آرتی]: اگر ایالات متحده، همانطور که از بحث های فعلی بر می آید، راهبرد اقدام یکجانبه در "کانون های بحران" دنیا را تغییر دهد – آیا این باعث تقویت نقش نیروهای چندملیتی ناتو خواهد شد؟ در این چهارچوب، مسئله تقسیم مساوی بار مسئولیت با متحدان اروپایی که راغب به این کار نیستند چگونه باید حل شود؟ و در همین چهارچوب، نظر شما در مورد نقش کشورهای کوچک تر، مانند کرواسی، که قرار است بزودی به ناتو بپیوندند، چیست؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: دولت بوش شاید به اندازه بعضی از دولت های قبلی با متحدانش مشورت نکرد اما اقداماتش در عراق و افغانستان بندرت یکجانبه بود. ناتو عمیقاً درگیر مسئله افغانستان است و مدت هاست که نقش عمده ای در آموزش نیروهای امنیتی عراق ایفا کرده است. تعداد قابل توجهی از اعضای اروپایی ناتو هم در حمله به عراق به آمریکا کمک کردند و در ائتلاف حضور داشتند.

اما سؤال کلی تری که مطرح می کنید، درباره نیروهای اعزام سریع، در نهایت بر حسب پیشامدهای احتمالی مشخص جواب داده می شود. قابلیت عرضه قدرت اروپایی ها از کشور به کشور فرق می کند و به میزان زیادی به منطقه خاص و نوع مأموریت جنگ یا ایجاد صلح بستگی دارد. وضع آنها بعید است به میزان قابل توجهی بهتر شود و براساس شواهد موجود، شاید در بعضی از موارد، زیر فشار بحران اقتصادی جهانی بدتر هم بشود. بنا بر این، چشم انداز عملی برای "تقسیم مساوی بار مسئولیت" به هیچ شکل جدی ای وجود ندارد و اعزام نیرو به میزان زیادی به موارد خاص احتمالی بستگی خواهد داشت.

سؤال [لودین]: آقای کوردزمن، در حضور نیروهای ناتو و آمریکایی در افغانستان، شورش طالبان در چند سال اخیر به میزان قابل توجهی شدت گرفته و این در حالی است که از سوی دیگر، ملت افغان به آنها اعتماد کرده و اکثریت مردم هنوز حامی نیروهای آمریکا و ناتو است و احساس نمی کنند که اینها اشغالگر هستند اما اغلب از آمریکا و مهم تر از آن، از ناتو صحبت هایی درباره شکست احتمالی می شنویم. آیا فکر نمی کنید که چنین گفته هایی می تواند روحیه مردم را ضعیف کند و بیشتر به همین دلیل است که مردم به طالبان رو می آورند و بجای دولت انتخابی به آنها پیوسته اند؟ خیلی متشکرم.

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: استمرار عملیات های نظامی دنیای واقعی در گرو صداقت و شفافیت است و بخشی از مشکل، تا امروز، کندی ناتو/ نیروی کمکی امنیت بین المللی در تشخیص صادقانه روند رشد خطر، محدودیت ها و کاستی های ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی در اختصاص نیرو، و لزوم مطالبه همکاری بیشتر از دولت های افغانستان و پاکستان بوده است.

با نگاه به تحولات اخیر، متوجه می شوید که میانگین ماهانه حوادث عمده در افغانستان از 50 مورد در سال 2002 به 80 مورد در سال 2003، 150 مورد در سال 2005، 425 مورد در سال 2006، و 566 مورد در سال 2007 افزایش داشته است. بمب گذاری انتحاری از یک مورد در سال 2001 و صفر مورد در سال 2002 به دو مورد در سال 2003، شش مورد در سال 2004، 21 مورد در سال 2005، 123 مورد در سال 2006، و 160 مورد در سال 2007 افزایش داشته و در پایان شش ماه اول سال 2008 به کمی بیش از 1200 مورد رسیده است. تعداد تجهیزات انفجاری دست ساز و بمب های کنار جاده ای از 22 فقره در سال 2002 به 83 فقره در سال 2003، 325 در سال 2004، 782 در سال 2005، 1931 در سال 2006، و 2615 در سال 2007 افزایش یافت، اگرچه آمار حمله های مؤثر با تجهیزات انفجاری دست ساز همچنان پایین بود.

تعداد حمله ها در ماه های اوج هر سال از 400 مورد در سال 2005 به 800 مورد در سال 2006 و 1000 مورد در سال 2007 افزایش یافت و در سپتامبر سال 2008 به 1000 مورد رسید. حمله هایی که دست کم یک کشته بر جا گذاشت از 366 مورد در سال 2005 به 695 مورد در سال 2006 و 892 مورد در سال 2007 افزایش یافت و شمار کشته ها، زخمی ها یا افراد ربوده شده از 1540 نفر در سال 2005 به 3557 نفر در سال 2006 و 4672 نفر در سال 2007 افزایش یافت. حداکثر تلفات ماهانه آمریکا (کشته و زخمی) از کمتر از 20 نفر در 2002 و 2003 به 30 و خورده ای نفر در سال 2004، 70 نفر در سال 2005 و 2006 و 130 نفر در سال 2007 افزایش یافت.

این ارقام بین سال های 2007 و 2008 حدوداً 30 درصد رشد کرد و فصل زمستان بخاطر هوای مناسب بطور غیر منتظره ای چالش برانگیز بوده است. همانطور که آمار ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی در این تحلیل نشان می دهد، در طول سال 2008، رویدادهای جنبشی یا درگیری های نظامی به میزان 33 درصد، آتش غیر مستقیم به میزان 27 درصد و آتش زمین به هوا به میزان 67 درصد افزایش داشته است. تعداد حمله ها با تجهیزات انفجاری دست ساز – جدی ترین عامل تلفات – بین 26 و 27 درصد افزایش داشت. تعداد حمله ها علیه کارمندان دولت افغانستان 119 درصد افزایش داشت و آدم ربایی و قتل 50 درصد افزایش داشت. تعداد حمله های انتحاری پنج درصد کاهش داشت اما مرگباری و مهارت اجرای آنها و همچنین برآوردهای تعداد بمب گذاران انتحاری تحت آموزش افزایش داشت. تعداد کشته های ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی به میزان 35 درصد و کشته های غیر نظامی به میزان 40 تا 46 درصد افزایش داشت.

نقشه های اطلاعاتی آمریکا و سازمان ملل متحد که از سال 2005 تا 2007 منتشر یا به بیرون درز کرده اند و نقشه های جدیدتر ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی که در سال 2009 منتشر شد نشان می دهد که نواحی پرخطر در خاک افغانستان از سال 2005 همه ساله به میزان 30 تا 50 درصد افزایش یافته است.

اینها تحولاتی نیست که بشود نادیده گرفت یا روی آنها سرپوش گذاشت. هم ناتو / نیروی کمکی امنیت بین المللی و هم افغانستان و پاکستان باید این واقعیت ها را قبول کنند.

سؤال [کالین – رادو آنکوتا]: آیا بنظر شما در ساختارهای نظامی ناتو، یونان فرانسه را دنبال خواهد کرد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: دقیقاً متوجه منظور شما نمی شوم. یونان از اعضای کامل ساختار نظامی ناتو است. اگر منظور شما این است که آیا یونان از افسرهای فرانسوی تبعیت خواهد کرد، شرکت در عملیات های ناتو به صلاح دید کشورهای عضو بستگی دارد. یونان مطابق با منافع خودش و بدون توجه به ملیت فرمانده های ناتو عمل خواهد کرد.

سؤال [کرانگانو]: نظر شما در مورد یک سیستم دفاع موشکی متعلق به ناتو، که بویژه جناح جنوب/شرقی را هدف گرفته باشد، چیست؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: سؤال خوبی است و به این حقیقت اشاره دارد که سامانه های دفاعی باید با خطرهای پدید آمده منطبق باشد و متناسب با میزان افزایش این خطرها تکامل پیدا کند. اشکال رویکرد فعلی به موضوع دفاع موشکی این است که مستلزم استقرار تعداد محدودی موشک رهگیر برای مقابله با خطر احتمالی موشک های بالستیکی با برد میانی و متوسط در آینده است اما با عوامل تهدید با برد نزدیک تر که همین حالا علیه کشورهایی مانند ترکیه وجود دارد مقابله نمی کند. امیدواریم که ناتو، آمریکا و اروپا بیشتر به طرح های تهدید محور توجه کنند تا سامانه های پدافند موشکی و هوایی نیازهای تمامی منطقه را برآورده سازند و گفتگو با روسیه عملی تر شود.

سؤال [دن میهایی نیگو]: موضع ناتو در قبال اوکراین و گرجستان را چگونه ارزیابی می کنید؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: ناتو نمی تواند کشورهایی را فقط بخاطر هم مرزی با روسیه نادیده بگیرد اما درگیری گرجستان نشاندهنده محدودیت های شدید ناتو در مواقعی است که روسیه بخواهد در منطقه ای که توان عملیاتی نظامی ناتو در آن محدود است از قدرت نظامی استفاده کند. ناتو احتمالاً هرچه توانسته در گرجستان انجام داده و این امنیت زیادی به گرجستان نمی دهد. اما اوکراین فرق دارد. این کشور یک قدرت نظامی بسیار جدی تری است و اختلاف و در آن کمتر است و آسیب پذیری کمتری هم دارد اما خطرهای تحریک مقابله با روسیه بدیهی هستند.

پاسخ می تواند این باشد که ناتو باید تأکید خیلی بیشتری بر دیپلماسی و "شراکت" خود با روسیه بگذارد و در عین حال، به تدریج به بهبود اوضاع امنیتی کشورهایی مانند اوکراین کمک کند و به ایجاد عوامل بازدارنده فشار و تهدید علیه کشورهای بالتیک، اروپای شرقی و سایر اعضای "مقدم" ناتو بیشتر توجه کند.

سؤال [لیدی باگ]: آیا بنظر شما، تصمیمات عمده ای در اجلاس سران ناتو در اوایل آوریل در استرسبورگ و کِل گرفته خواهد شد؟ لطفاً توضیح دهید.

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: راستش، نه، فکر نمی کنم. فکر می کنم ناتو بیشتر به مسائل جاری عضویت توجه کند، اقدامات فعلی در افغانستان و بالکان را پیگیری کند، و بی سر و صدا، اثر بحران اقتصادی جهانی بر برنامه های نظامی اش را ارزیابی کند.

سؤال [کالین- رادو آنکوتا]: آیا بنظر شما کره شمالی یک عامل تهدید است؟ و چه کارهایی می توان در این مورد انجام داد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: کره شمالی، دست کم بخاطر بی ثباتی رژیم و اقتصاد داخلی اش، همچنان به عنوان عامل تهدید جدی  برای کره جنوبی مطرح است. اما از دیدگاه کلی تر، کره شمالی مسلح به سلاح های هسته ای و مجهز به موشک های دور برد یک خطر دائم برای همسایه ها خواهد بود دست کم چون کره شمالی سعی خواهد کرد از موقعیتش برای فشار آوردن به همسایه ها و افزایش کمک های بلاعوض و امتیازهای دیگر استفاده کند. اما این موضوع به ناتو ربط ندارد.

سؤال [دی. کوردا، اچ آرتی]: آهنگ پیشرفت آموزش ارتش ملی افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید و این ارتش کی می تواند بطور قابل ملاحظه ای کارآمد باشد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: در بخش "Burke Chair" تارنمای مرکز مطالعات راهبردی و بین المللی در "http://www.csis.org" گزارش مفصلی هست که پاسخ سؤال شما را می دهد.

سؤال [جین زوبینا]: آقای کوردزمن، آیا استقرار یک سامانه دفاع موشکی ناتو برای محافظت از اروپا و آمریکا در برابر ایران منطقی است با توجه به اینکه اسرائیل به دفعات اعلام کرده که ایران مسلح به سلاح هسته ای را تحمل نخواهد کرد و دلیلی وجود ندارد که این را به منزله یک تهدید آشکار تلقی کنیم؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: اینکه آیا اسرائیل حمله کند و در صورت حمله بتواند کاری بیشتر از به تأخیر انداختن اقدامات ایران بکند به هیچ وجه روشن نیست. در عین حال، استقرار یک سامانه دفاع موشکی و هوایی بهتر مطابق با خطر موجود منطقی تر از این است که قبل از وجود خطر با عجله سامانه دفاعی مستقر شود.

سؤال [توماس ای. نگی]: نخست وزیر سابق جمهوری چک – میلوس زمان – گفته با توجه به اینکه تهدیدهای نامتقارن نگرانی اصلی ناتو است، این اتحادیه باید به دنبال گسترش به کشورهایی باشد که با ناتو ارزش های مشترک و نگرانی مشترک دارند؛ مثلاً اسرائیل. این موضع را چگونه ارزیابی می کنید؟ آیا عضویت اسرائیل امکان پذیر است، البته به شرط آنکه بتواند برای اختلاف اسرائیل و فلسطین به یک راه حل پایدار دست یابد؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: متأسفانه، احتمال صلح پایدار بین اسرائیل و فلسطین کم است و تا زمانی که اختلاف اعراب و اسرائیل ادامه دارد، خیلی از اعضای ناتو با عضویت اسرائیل موافقت نخواهند کرد.

سؤال [ فیل هر]: چشم انداز تعمیق روابط ناتو با استرالیا، ژاپن و سایر کشورهایی که خارج از حوزه جغرافیایی اعضای ناتو منافع امنیتی مشترک دارند، در مقطع کنونی چگونه است؟

پاسخ [آنتونی اِچ کوردزمن]: بغیر از گفتگو، تقریباً هیچ. آمریکا یک قدرت جهانی است. بغیر از توانمندی های بسیار محدود دریایی و هوایی بریتانیا و فرانسه، هیچ قدرتی در اروپا برای ایفای این نقش مجهز نیست.

سؤال [لیدی باگ]: ارزیابی شما از تحولات آتی در روابط ناتو و روسیه چیست؟

آنتونی اِچ کوردزمن: اجازه دهید جلسه را با این جواب پایان دهم. دولت اوباما قبلاً اعلام کرده که خواستار "تنظیم مجدد" روابط با روسیه است. اما سؤال عملی این است که آیا روسیه خواهان بهبود روابط با ناتو و آمریکا است یا به دنبال تثبیت قدرت و موقعیت و اعمال نفوذ در منطقه "خارج نزدیک" است. فعلاً، بنظر می رسد که گزینه دوم علت رفتار آقای پوتین و خیزش دوباره ملی گرایی روسی باشد. این به معنی راه افتادن جنگ سرد جدید یا پیشروی بلوک نیست چرا که همکاری – مثلاً در بعضی از جنبه های کنترل تسلیحات – بوضوح به نفع روسیه است. ولی ممکن است به معنی یک دوره طولانی تنش و فشار مداوم روسیه به کشورهای همجوار کلیدی، عدم همکاری در بالکان و افغانستان، و نمایش های روسیه مثل ازسرگیری پرواز هواپیماهای بمب افکن در نزدیکی بریتانیا باشد.

به نقل از سایت وزارت خارجه ایالات متحده آمریکا

نوشته شده توسط دکتر علیرضا رضائی در |  لینک ثابت   •