prophet

اعتماد به نفس پیامبر اسلام

پیامبر اسلام چگونه اعتماد به نفس بالایی داشت؟

 

  • ناپلئون هیل در کتاب بیندیشید و ثروتمند شوید تشریح خوبی درباره اینکه محمد که بود؟ 

    و چرا پیامبر اسلام شد گفته:

    آخرین پیامبر خدا معجزه بخصوصی نداشت. او در مدارس رسمی زمانه خود درس نخوانده بود و قبل از چهل سالگی رسالت بزرگ خود را شروع نکرد. او در چهل سالگی به پیامبری مبعوث شد. به او چه تهمت های ناروا که نزدند؛ چه رفتارهای ناشایسته ای که با اون نکردند. او را مجبور کردند که از مکه مهاجرت کند. پیروانش مال و منال خود را از دست دادند و در پی او راهی صحرا شدند. او ده سال در راه دین خدا کوشید، اما جز فقر و تمسخر دیگران نصیبی نبرد، ده سال دیگر هم به همین طریق گذشت. اما در پایان ده سال دوم او فرمانروای سرزمین عرب بود؛ حکمران مکه بود. مذهب جدیدی را به ارمغان آورده بود که بخش بزرگی از عالم را در بر می گرفت.

  • موفقیت او را باید در سه عامل جستجو کرد: قدرت کلام؛ تاثیر دعا و نیایش و اتکال به خداوند.

  • که باید اعتماد به نفس داشتن پیامبر را نیز به این موارد اضافه کرد. پیامبر به خودش و توانایی هایش ایمان داشت و توانست سختی های موجود را تحمل کند.

  • پیامبر اسلام در یکی از خانواده های برجسته اما فقیر مکه به دنیا آمد. مکه در آن زمان چهارراه دنیا بود، جایگاه کعبه بود، مرکز بزرگ تجارت بود بسیاری از کودکان و اطفال مکه در بادیه ها بزرگ میشوند. پیامبر اسلام هم در نزد بادیه نشین ها پرورش یافت. او با شیر مادران بادیه نشین بزرگ شد. او در کودکی چوپانی میکرد و کمی دیرتر به استخدام یکی از زنان ثروتمند عرب درآمد تا از کاروان او سرپرستی کند. او در این مهم به اکناف دنیای شرق سفر کرد. با مردان و زنانی حرف زد که باورهای گوناگون داستند. او افول مسیحیت در بسیاری از اقشار و اقوام را مشاهده می کرد. در بیست هشت سالگی با خدیجه همان زن بیوه عربی که او را برای سرپرستی کاروانش استخدام کرده بود پیمان ازدواج بست. دوازده سال پس از این ازدواج؛ محمد (ص) در هیبت یک تاجر ثروتمند زندگی می کرد. تا اینکه راهی بیابان شد و سرانجام روزی با نخستین آیه قرآن بازگشت و به خدیجه گفت که جبرئیل بر او ظاهر شده و به او گفته پیامبر خدا باشد.

    قرآن کتاب خدا بزرگترن اعجاز پیامبر اسلام بود. محمد (ص) شاعر نبود. او با ادبیات آشنایی نداشت، اما آیات قرآن به شکلی که بر او نازل میشد از شعر هر شاعری زیباتر بود و بهتر بر دل ها می نشست. هیچ سخنوری؛ مانند او کلام را به زبان جاری نمی کرد.

    این برای اعراب و در آن زمان در حکم اعجاز بود. آیات قرآن برای اعراب بزرگترین هدیه ای بود که دریافت میکردند. قرآن همه را بشارت میداد که جملگی مردم در برابر پروردگار عالم برابر هستند. این باور و در هم کوبیدن بت ها در سرزمین کعبه او را به موفقیت رساند. این بت ها قبایل عرب را به مکه میکشاندند و معنای این هم تجارت بود. در نتیجه تجار و بازرگانان مکه بر او شوریدند. محمد به بیابان عقب نشینی کرد تا ادعای حاکمیت بر عالم کند.

    ظهور اسلام شروع شد. از صحرای عربستان شعله ای زبانه کشید که خاموش شدنی نبود ارتشی فراهم آمد که جملگی حاضر بودند تا آخرین قطره خون خود بجنگند. محمد (ص) از کلیمی ها و مسیحی ها دعوت کرد که به او بپیوندتد. او از همه کسانی که به خدا ایمان داشتند دعوت کرد تا متحد شدند. اگر کلیمی ها و مسیحی ها دعوت او را پذیرفته بودند، دنیا یکپارچه اسلام می شد. اما آن ها این کار را نکردند. وقتی ارتش اسلام به بیت المقدس وارد شد، خون از بینی کسی جاری نشد. اما یک قرن بعد، وقتی جنگجویان صلیبی وارد بیت المقدس شدند از جان هیچ مرد و زن و کودک مسلمان نگذشتند. با این حال مسیحیان یک نقطه نظر مسلمانان را پذیرفتند و آن جایگاه علم و دانش بود.

    #علیرضا_رضائی

    @alirezarezaei_com

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *